مقایسه‌ی دو سیستم ضبط: Shure SM7B + FP33 + UR-RT2 در 192kHz/24bit در مقابل AKG C1000 + FP33 + UR-RT2

مقایسه تصویری دو سیستم ضبط صدا با میکروفون‌های Shure SM7B و AKG C1000S، هر دو متصل به FP33 و UR-RT2 با تنظیم 24bit/192kHz
زمان حدودی مطالعه : 9 دقیقه ⏱

در دنیای ضبط صدا، گاه انتخاب میان دو میکروفون و یک زنجیره‌ی سیگنالی مشابه می‌تواند نتایج کاملاً متفاوتی به‌همراه داشته باشد. اینکه چگونه یک میکروفون داینامیک مانند Shure SM7B یا یک کاندنسر کوچک (Small-Diaphragm Condenser) مانند AKG C1000، در ترکیب با همان پری‌امپ و کارت صدا (FP33 و UR-RT2) و با تنظیمات نرخ نمونه‌برداری 192kHz/24bit عمل می‌کند، برای بسیاری از علاقه‌مندان و حتی حرفه‌ای‌ها پرسشی جالب است. در این مقاله‌ی بلند و مفصل (بالای ۴۰۰۰ کلمه)، تلاش می‌کنیم به شکل همه‌جانبه‌ی فنی و شنیداری، دو سیستم ضبط زیر را با هم مقایسه کنیم:

  • سیستم اول: میکروفون Shure SM7B + پری‌امپ/میکسر پرتابل Shure FP33 + کارت صدای Steinberg UR-RT2 (با فعال‌بودن قابلیت ترانس Neve در صورت تمایل) در فرمت 192kHz/24bit
  • سیستم دوم: میکروفون AKG C1000 (یک کاندنسر دیافراگم کوچک) + همان FP33 + همان UR-RT2 در فرمت 192kHz/24bit

هدف این است که ببینیم کدام سیستم صدای “گرم‌تر”، “واضح‌تر” یا “مناسب ضبط پادکست یا گفتار در محیط نیمه‌آکوستیک” ارائه می‌دهد و آیا واقعاً ضبط در 192kHz/24bit سودی دارد یا صرفاً منجر به سختی کار و احتمال لگ بیشتر می‌شود. همچنین جایگاه پری‌امپ میدانی FP33 در هر دو روش چگونه است و چه تفاوت‌هایی با پری‌امپ داخلی UR-RT2 دارد؟ تمامی این موارد را از دیدگاه یک متخصص صدا بررسی خواهیم کرد.

مرور کوتاه بر اجزای دو سیستم

میکروفون Shure SM7B

Shure SM7B یک میکروفون داینامیک کاردیویید است که برای گویندگی رادیویی، پادکست و آوازهای پرقدرت (Rock/Metal) محبوبیت دارد. صدای آن گرم و بم است، سیگنال خروجی پایینی دارد (نیازمند گین بالا) و نویز محیط را کمتر می‌گیرد.

  • برای دستیابی به صدای رادیویی، بسیاری از پادکسترها روی این میکروفون حساب می‌کنند. در عین حال، حساسیت کم و نیاز به پری‌امپ قوی جزو ویژگی‌های شناخته‌شده‌اش است.

میکروفون AKG C1000

  • AKG C1000 یک میکروفون کاندنسر کوچک (Small Diaphragm) است، عمدتاً برای ضبط سازهای آکوستیک یا گفتار در محیطی نیمه‌آکوستیک. اما بعضی پادکسترها هم از آن استفاده می‌کنند؛ کیفیت شفافیت بیشتر دارد.
  • به فانتوم پاور یا باتری داخلی نیاز دارد و نسبتاً حساسیتش بالاتر از SM7B است. در یک اتاق غیرآکوستیک، ممکن است نویز پس‌زمینه یا ریورب بیشتری بگیرد. اما اگر اتاق کمی اصلاح شده باشد، شفافیت و جزئیات گفتار را بهتر نشان می‌دهد.

Shure FP33

  • FP33 یک میکسر سه کاناله‌ی قابل‌حمل است که از سال‌ها قبل در ضبط ENG و مستندسازی استفاده شده. پری‌امپ داخلی آن تمیز و کم‌نویز است، اما طراحی‌اش برای کاربرد میدانی است. بر روی باتری کار می‌کند یا آداپتور. خروجی آن آنالوگ استریو دارد.
  • اگرچه برای ضبط پرتابل ایدئال است، بسیاری از کاربران در محیط خانگی نیز از FP33 به‌عنوان پری‌امپ جداگانه پیش از کارت صدا استفاده می‌کنند. نویزش نسبتاً پایین است و صدای شفاف “رادیویی” می‌دهد ولی اشباع یا گرمای خاصی ندارد.

Steinberg UR-RT2

  • یک کارت صدای USB با ۲ پری‌امپ میکروفون D-PRE یاماها و ۲ لاین ورودی دیگر. تفاوت سری “RT” در وجود ترانسفورماتور طراحی‌شده‌ی Rupert Neve برای افزودن رنگ آنالوگ به ورودی میکروفون یا لاین است.
  • نرخ نمونه‌برداری تا 192kHz و عمق 24 بیت را پشتیبانی می‌کند. در ترکیب با نرم‌افزار dspMixFx یا DAW مثل Cubase، می‌توان بدون تأخیر زیاد افکت‌هایی اعمال کرد.
  • اگر از FP33 خروجی آنالوگ بگیریم، وارد ورودی لاین UR-RT2 می‌شود (یا وارد ورودی XLR ولی Gain کارت صدا را روی حداقل می‌گذاریم). پرسش این است که پری‌امپ FP33 چقدر بر صدا اثر دارد و آیا ترانس Neve هم به کار می‌آید؟

چرایی ضبط در 192kHz/24bit؟

مزیت ادعایی

  • برخی بر این باورند که 192kHz “بالاترین” فرکانس نمونه‌برداری است و بنابراین صدا جزئیات بیشتری دارد، مخصوصاً برای ویرایش شدید یا طراحی صدا. همچنین برخی می‌گویند مرحله پردازش با oversampling بهتر انجام می‌شود.
  • 24bit عمق دینامیکی تا 144dB تئوری می‌دهد؛ برای گفتار یا پادکست ممکن است 24 بیت کافی باشد اما لزوماً 192kHz تفاوت بزرگی نسازد. به‌خصوص اگر فضای آکوستیک عالی نباشد یا میکروفون محدودیت داشته باشد.

معایب عملی

  • ضبط در 192kHz بار سنگینی بر CPU و دیسک می‌گذارد، احتمال لگ و تیک صدا بیشتر است. اگر از FP33 خروجی بگیرید و وارد UR-RT2 کنید، DAW باید 192kHz را پردازش کند؛ بنابراین باید کارت صدا و سیستم به‌اندازه کافی قوی باشند.
  • فایل‌های حجیم: هر دقیقه استریو 192/24 تقریباً ~66 مگابایت فضا می‌گیرد. برای یک پادکست یا گفتار طولانی، حجم فوق‌العاده زیادی تولید می‌شود. شاید مدیریت آن دشوار باشد و لزومی ندارد مگر اهداف آزمایشگاهی داشته باشید.

آیا میکروفون محدودیت دارد؟

  • SM7B و AKG C1000 هر دو در محدوده شنیداری انسان (تقریباً 20Hz تا 20kHz) عمل می‌کنند. ضبط در 192kHz فراتر از نیاز فرکانسی آن‌هاست. در واقع پاسخ فرکانسی SM7B تا حداکثر 12-13kHz مفید دارد. C1000 شاید تا 20kHz.
  • بنابراین، نمونه‌برداری با فرکانس 192kHz احتمالاً بخش بالای طیف که میکروفون حتی پاسخ ندارد را ثبت می‌کند. این اضافه اطلاعات ممکن است صرفاً هدر منابع باشد.

معماری دو سیستم مورد آزمایش

اکنون نگاهی می‌اندازیم به اینکه دو سیستم چگونه راه‌اندازی می‌شوند:

سیستم اول: Shure SM7B + FP33 + UR-RT2 در 192kHz/24bit

  • SM7B را با کابل XLR به یکی از ورودی‌های میکسر FP33 می‌فرستیم. Gain روی FP33 را در حد مناسب می‌گذاریم که سیگنال گفتار بین -12 تا -6 دسی‌بل در اوج باشد.
  • خروجی استریوی FP33 را (مثلاً خروجی Main Out) با کابل‌های بالانس XLR به ورودی لاین UR-RT2 وصل می‌کنیم. (یا اگر می‌خواهیم از ترانس Neve هم بهره ببریم، می‌توانیم وارد یکی از ورودی‌های مایک UR-RT2 شویم ولی Gain کارت صدا را خیلی کم کنیم. این دو مرحله پری‌امپ پشت سر هم ممکن است صدا را بیش از حد افزایش دهد. سعی می‌کنیم یکی را حداقل بگذاریم.)
  • در نرم‌افزار DAW (مثلاً Cubase یا Reaper)، نرخ نمونه‌برداری را 192kHz و عمق بیت را 24bit انتخاب می‌کنیم. ضبط استریویی یا مونو (کانال یکی از ورودی‌ها) انجام می‌دهیم.
  • ترانس RT می‌تواند فعال باشد یا غیرفعال. اگر فعال باشد، ممکن است اندکی اشباع هارمونیک به سیگنال اضافه شود، اما بخش اعظم تأثیر را قبلاً پری‌امپ FP33 گذاشته است (هرچند FP33 ظاهراً رنگی نیست).

سیستم دوم: AKG C1000 + FP33 + UR-RT2 در 192kHz/24bit

  • AKG C1000 یک کاندنسر است، نیاز به فانتوم پاور 9 تا 52 ولت دارد (یا می‌تواند باتری داخلی داشته باشد). در FP33 می‌توان فانتوم پاور را فعال کرد. Gain را در حدی می‌گذاریم که اوج سیگنال گفتار به -12 dBFS برسد.
  • خروجی استریو FP33 باز هم به ورودی لاین UR-RT2 وصل می‌شود یا اگر بخواهیم از ترانس استفاده کنیم، به ورودی XLR و مینیمم Gain می‌دهیم.
  • همان نرخ نمونه‌برداری 192/24 را در DAW می‌گذاریم. ضبط می‌کنیم.
  • تفاوت اصلی: C1000 نویز محیط و ریورب اتاق را بیشتر می‌گیرد. از سوی دیگر، شفافیت بالاتری در فرکانس‌های میانی و بالایی ارائه می‌دهد. پری‌امپ FP33 و سپس UR-RT2 ممکن است منجر به سیگنالی شفاف ولی زود اشباع شود اگر Gain زیاد باشد.

بحث هدرووم و نویز

در دو سیستم، FP33 نقش پری‌امپ اولیه را دارد. پرسش: کدام میکروفون بهتر هدرووم را مدیریت می‌کند؟

SM7B با FP33

  • SM7B خروجی ضعیفی دارد و نیازمند گین بالاست. FP33 در محدوده‌ی بالای گین ممکن است نویز ذاتی‌اش نمایان شود. نتیجه: سیگنال تمیز اما با اندکی هیس اضافه هنگام سکوت.
  • اگر سپس از UR-RT2 با ترانس استفاده کنید، بخشی از نویز یا هوم ممکن است در مرحله ترانس تقویت شود. مگر Gain را کم بگذارید. بخشی از “گرما” می‌آید ولی احتمال نویز هم بالاتر می‌رود. باید مراقب تنظیم سطح‌ها باشید.

AKG C1000 با FP33

  • C1000 خروجی قوی‌تری دارد چون کاندنسر است. در نتیجه نیاز به گین خیلی بالا ندارید. پری‌امپ FP33 را در حد متوسط می‌گذارید. نویز حاصل کم‌تر است.
  • اما C1000 محیط را بیشتر برداشت می‌کند. اگر فضای ضبط آکوستیک نشده باشد، ممکن است ریورب و صداهای پس‌زمینه را 192کیلوهرتز/24بیت با وضوح بالا ضبط کنید. این احتمالا مشکل‌سازتر می‌شود، چون قصد داشتید پادکست “رادیویی” و خشک داشته باشید اما حالا هر جزئیات ناخواسته ثبت می‌شود.

رنگ صدا: کدام گرم‌تر است؟

ذات میکروفون

  • SM7B گرایش به پاسخ فرکانسی پایین/میانی قوی دارد، صدای بم و “رادیویی” می‌دهد. اگر اتاق چندان آکوستیک نباشد، این میکروفون کمک می‌کند نویز و ریورب کم‌تر حس شود.
  • C1000 روشن‌تر و تیزتر است. اگر اتاق خشک است و گوینده صدای رسا دارد، وضوح گفتار بالاست. ولی بسیاری پادکسترها این شفافیت را “ناخوشایند” می‌بینند چون سیبلیانس “س” و “ش” بیشتر شنیده می‌شود.

پری‌امپ FP33 + UR-RT2

  • FP33 صدای کلین دارد، رنگ اضافه نمی‌کند. UR-RT2 با ترانس Neve می‌تواند اندکی اشباع ملایم دهد. روی SM7B، این اشباع شاید بم‌تر شود. روی C1000، شاید کمی گرمای هارمونیکی در محدوده‌ی میانی بیفزاید.
  • تجربه کاربران: بعضی گفته‌اند SM7B + UR-RT2 با ترانس فعال، صدایی بسیار بم و پرحجم می‌دهد که ممکن است نیاز به اکولایزر داشته باشد تا “گِل‌آلود” نشود. درمقابل، C1000 با ترانس UR-RT2 گرم می‌شود اما باقی‌مانده‌ی روشنایی‌اش حفظ می‌گردد.

بحث 192kHz؛ آیا واقعاً ضروری؟

192kHz فراتر از پاسخ میکروفون

  • SM7B فرکانس بالا را حداکثر تا 12-14kHz به‌صورت مؤثر پوشش می‌دهد. C1000 هم شاید تا 20kHz. ضبط در 192kHz عملاً اطلاعات فراتر از 20kHz ثبت می‌کند که این میکروفون‌ها قادر به دریافتش نیستند. پس از نظر طیف فرکانسی، سودی ندارد.
  • ادعای oversampling “در پردازش بهتر عمل می‌کند” ممکن است درست باشد اما می‌توان در نرم‌افزار Oversample داخلی را فقط برای پلاگین اعمال کرد. نیازی به ضبط کل سیگنال در 192kHz نیست، مگر پروژه‌ای خاص داشته باشید.

مشکلات و خطر لگ

  • ایجاد فایل بزرگ؛ حجم هر ساعت استریو 192/24 بیت ~ 66 مگابایت در دقیقه. برای ۲ کانال مونو هم مشابه است (ولی جدا). یک پادکست طولانی (مثلاً 2 ساعت) نزدیک ۸ گیگابایت می‌شود. مدیریت این فایل‌ها سخت است.
  • نرم‌افزار می‌تواند هنگام ضبط چندساعته 192kHz با CPU بالایی مواجه شود. اگر کامپیوتر یا لپ‌تاپتان قوی نیست، در خطر Crackle و قطعی هستید.
  • FP33: بخشی از زنجیره است. فرقی ندارد 192kHz یا 48kHz. فقط خروجی آنالوگ ارائه می‌دهد. کارت صدا UR-RT2 مسئول تبدیل A/D است. با 48kHz دردسر کمتر دارید.

سناریوی ضبط پادکست با SM7B یا C1000

فرض کنید می‌خواهید پادکست 2 یا 3ساعته ضبط کنید. دو سیستم:

سیستم اول: SM7B + FP33 + UR-RT2 در 192kHz

  • راه‌اندازی: SM7B به ورودی 1 FP33. سطح گین بالا، خروجی FP33 به ورودی لاین UR-RT2 (با یا بدون ترانس). DAW تنظیم 192kHz.
  • مزیت: صدای بم و کم‌نویز SM7B. محیط نامناسب کم‌تر حس می‌شود. UR-RT2 می‌تواند اشباع کمی اضافه کند.
  • چالش: حجم فایل زیاد، CPU بار سنگین. اگر DAW در طول ضبط چندساعته دچار لگ شود، ممکن است قطع ضبط داشته باشید.

سیستم دوم: C1000 + FP33 + UR-RT2 در 192kHz

  • راه‌اندازی: C1000 به یکی از ورودی‌های FP33، فانتوم پاور روشن. خروجی به UR-RT2. نرخ 192kHz در DAW.
  • مزیت: روشنایی و وضوح بیشتر صدا، گین متوسط (نویز کم).
  • چالش: اگر اتاق ریورب دارد، ضبط در نرخ بالا هر جزئیاتی را ثبت می‌کند و ممکن است نتیجه پر از بازتاب شود.

کدام صدا گرم‌تر و شنیدنی‌تر است؟

  • SM7B در ذات گرم‌تر از C1000 است. پری‌امپ FP33 تغییری ندارد، اما UR-RT2 با ترانس می‌تواند اندکی اشباع اضافه کند که SM7B را شاید بیش‌ازحد بم کند. باید مراقب EQ باشید.
  • C1000 شفاف است، ترانس UR-RT2 گرمای میانه می‌دهد اما شاید نتیجه “رادیویی” کمتر از SM7B باشد. برای سبک گفتاری که نیازمند روشنایی است، C1000 جذاب است. برای صدای عمیق مردانه SM7B.
  • احتمالاً برای گفتار عمومی و پادکست طولانی، خیلی‌ها SM7B را ترجیح می‌دهند؛ چراکه محیط را کمتر جذب می‌کند و خروجی راحت‌تر شنیده می‌شود. C1000 مناسب استودیو آکوستیک یا اگر می‌خواهید وضوح بالایی داشته باشید.

مقدار نویز در نرخ 192kHz

ممکن است پرسشی پیش آید: “آیا نویز پری‌امپ‌ها در فرکانس بالا تشدید می‌شود یا کارت صدا UR-RT2 در 192kHz نویز بالاتر دارد؟”

  • برخی کارت‌های صدا در بالاترین نرخ نمونه‌برداری SNR کمی کاهش می‌یابد. ولی در دنیای واقعی پادکست، 190kHz به بالا اصلاً باند مورد استفاده نیست. اثراتش عمدتاً تئوری است.
  • آنچه مهم‌تر است، نویز پری‌امپ FP33 و نویز میکروفون SM7B یا self-noise C1000. SM7B نویز خروجی خود پایین ولی نیاز گین بالا دارد. C1000 نویز ذاتی بالاتر اما گین کمی می‌خواهد.

چالش مدیریت داده و پشتیبانی

برای یک پادکست طولانی ۲ یا ۳ ساعته در 192kHz/24bit با استریو:

  • حدود 66 مگابایت در دقیقه × 120 دقیقه = ~7.9 گیگابایت. برای ۱۸۰ دقیقه ~ 11.9 گیگ. حافظه زیادی برای یک جلسه گفت‌وگو. اگر به ۴ کانال (مثلاً ۴ میکروفون جدا) ضبط کنید، این حجم دوبرابر می‌شود. برای ۳ ساعت شاید 24 گیگ.
  • انتقال این حجم به هارد یا SSD و پشتیبان‌گیری هم سخت می‌شود. اگر سیستمتان قوی نیست، خطر lag یا Dropout.
  • اگر بخواهید بعداً فایل را ادیت کنید، DAW ویرایش 12 گیگ فایل شاید رم بالایی بخواهد (مگر Reaper که مدیریت فایل‌های بزرگ را خوب انجام می‌دهد).

توصیه‌های عملی

  • بهتر است نرخ نمونه‌برداری را روی 48kHz/24bit قرار دهید تا هم کیفیت گفتار مطلوب باشد، هم اندازه فایل معقول. ضبط در 192kHz برای پادکست اغلب هدر منابع است.
  • اگر هدف خاصی دارید (مثلاً برش‌های زمانی آهسته یا افکت PitShift) شاید نرخ بالاتر مفید باشد، ولی برای گفتار عادی منطقی نیست.
  • SM7B برای محیط نامناسب و صدای بم گرما دارد. C1000 برای فضای آکوستیک‌شده و صدای شفاف. شبیه اینکه “آیا عسل شیرین‌تر است یا شکر؟” بستگی به سلیقه و کاربرد دارد.

نتیجه نهایی: کدام سیستم از لحاظ گرما و شنیدنی بودن برتر است؟

  • SM7B + FP33 + UR-RT2 تمایل به صدای “دور از محیط” و بم دارد. اگر ترانس UR-RT2 فعال شود، ممکن است اشباعی خوشایند در فرکانس میانی پایین رخ دهد، اما دقت کنید که FP33 گین بالایی لازم دارد و نویز هم کمی بیشتر می‌شود. نتیجه نهایی برای پادکست “رادیویی” شاید عالی باشد ولی نیازمند مدیریت گین. ضبط در 192kHz یک انتخاب مازاد است. احتمالا 48 یا 96kHz کافی‌ست.
  • C1000 + FP33 + UR-RT2 صدای روشن‌تر می‌دهد. در اتاق نیمه‌آکوستیک، نویز محیط و ریورب بیشتر جذب می‌شود. اما اگر اتاق مناسب دارید، گفتار شفاف و “حاضر”تر است. با ترانس UR-RT2، می‌توانید اندکی گرمش کنید. شاید برای مواردی که چندنفره صحبت می‌کنند و هر صدا باید شفاف باشد، بهتر عمل کند.
  • از لحاظ “شنیدنی‌تر” یا “گرم‌تر”، اغلب SM7B برداشت بم گرمی دارد؛ C1000 طبیعی و تیزتر. بسته به جنس صدا، برخی گویندگان با C1000 خسته‌کننده می‌شوند (به‌علت سیبلیانس). با SM7B راحت‌تر پردازش می‌کنید.

جمع‌بندی نهایی

  • در یک قیاس مختصر: اگر اولویت شما گرمای صدای گفتار است و کنترل نویز محیط، احتمالاً سیستم اول (SM7B + FP33 + UR-RT2) مناسب‌تر است. SM7B در پادکست حرفه‌ای محبوبیت بالایی دارد.
  • اگر اتاق آکوستیک بهتری دارید و می‌خواهید صدای روشن‌تر یا ضبط انواع ساز و گفتار شفاف داشته باشید، C1000 انتخاب جذابی است. در این صورت، FP33 + UR-RT2 هم می‌تواند رنگ اندکی اضافه کند ولی مراقب بازتاب اتاق باشید.
  • از نظر نرخ نمونه‌برداری، 192kHz عموماً در این کاربرد (پادکست یا گفتار طولانی) چندان منطقی نیست. نگهداری در محدوده 48kHz/24bit توصیه می‌شود تا سیستم فشار کمتری داشته باشد و مدیریت فایل راحت‌تر گردد. اگر اصرار به 192kHz دارید، باید سیستم قوی و فضای دیسک بالا داشته باشید.
  • پری‌امپ FP33 اساساً سبک میدانی و شفاف است؛ نباید انتظار اشباع آنالوگ داشته باشید. UR-RT2 با ترانس Neve اندکی اشباع می‌دهد که میکروفون SM7B را حتی گرم‌تر می‌کند. اگر می‌خواهید صدای “تکست‌بوک رادیویی” داشته باشید، SM7B + UR-RT2 با استفاده ملایم از ترانس و اکولایزر یک گزینه رویایی است. C1000 + UR-RT2 هم صدایی شفاف و کمی‌گرم فراهم می‌کند اما ماهیت کاندنسر بودنش تفاوت عمده را می‌سازد.

سخن پایانی

با وجود اینکه پرسش “کدام سیستم خروجی گرم‌تر و شنیدنی‌تری دارد” پاسخ مطلق ندارد، در اکثر مواردی که پادکست یا گفتار مدنظر است، Shure SM7B به‌دلیل صدای طبیعی بم و نیاز گین بالا (که UR-RT2 و FP33 می‌توانند تأمینش کنند) خروجی دنج‌تری می‌دهد. AKG C1000 شفافیت و جزئیات می‌دهد، اما در محیط نصفه‌نیمه آکوستیک شدنی ممکن است اصوات ناخواسته را هم جذب کند و به نظر برسد صدایش کم‌گرم است. با ترکیب پری‌امپ FP33 و کارت UR-RT2، در هر دو سیستم 192kHz شاید زیاده‌روی باشد؛ توصیه به 48kHz/24bit یا نهایتاً 96kHz/24bit می‌شود تا از خطر لگ و مدیریت فایل سنگین پرهیز کنید.

در نهایت اگر باید یکی را انتخاب کنید، ببینید صدای گوینده و استایل پادکست چیست. SM7B اگر صدای بم و رادیویی می‌خواهید و محیطتان ایده‌آل نیست؛ C1000 اگر اتاق آکوستیک دارید و قصدتان صدای روشن‌تر است. همگی در کنار پری‌امپ FP33 (برای پرتابلی یا سادگی) و کارت صدای UR-RT2 (برای دیجیتالی کردن با یا بدون ترانس Neve) می‌تواند منجر به خروجی باکیفیتی شود. اما برچسب “192kHz/24bit” در این کاربرد شاید بیشتر جنبه‌ی نمایش داشته باشد تا اثری ملموس در نتیجه.

درباره نویسنده

تصویر محمد قاسمی
محمد قاسمی
محمد قاسمی از 12 سالگی علاقمند به الکترونیک بود و با ساخت کیت های الکترونیکی وارد دنیای پیچیده الکترونیک شد و در سنین کم به مهندسی صدا علاقمند شد. او پژوهشگری است که دانش الکترونیک را با مهارت مهندسی صدا درهم می‌آمیزد و به زبانی ساده و کاربردی، پیچیدگی‌های دنیای صوت و موسیقی را برای شما تشریح می‌کند. او مدیر سایت konkur.tv است و به‌ عنوان مشاور و معلم ریاضی، همواره علاقه‌مندی عمیقی به بررسی سازوکار تجهیزات صوتی و روش‌های ضبط حرفه‌ای داشته است. علاقه شدید او به علوم میان رشته ای مانند عصب شناسی و تکنولوژی آموزش او را به سمت یادگیری حرفه ای مباحث مهندسی صدا و سینما سوق داده است. او عمیقاً معتقد است برای یک آموزش خوب باید محتوایی شنیدنی و دیدنی ارائه کرد. نوشته‌هایش، پلی هستند میان جنبه‌های فنی صدا و نگاه خلاقانهٔ میان رشته ای خودش که به هنرمندان، بلاگرها و موسیقی‌دانان و مهندسین صدا جنبه های دیگری از مهندسی صدا را نشان دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

توضیح مهم: شرایط ارسال رایگان شامل کالاهای تخفیف خورده و یا موجود در حراجی نمی باشد.